112

کد

حوزه هنري استان كرمانشاه

منبع اثر

نسرین سید رضوی/ بهروز الیاسی

پدید آورنده اثر

همگامی نگارگری و خوشنویسی عصر تیموری با نظر به شاهنامه بایسنغری

عنوان مقاله

همگامی نگارگری و خوشنویسی عصر تیموری با نظر به شاهنامه بایسنغری:
چکیده:
دوره 120 ساله تیموری دارای سابقه درخشانی در تاریخ هنر ایران است. شکل گیری مکتب هرات در دوره شاهرخ و بایسنغر میرزا و همچنین حضور مطرح هنر نسخه آرایی در این زمان سبب ایجاد شاهکاری سترگ به نام شاهنامه بایسنغری شد که امروزه باعث افتخار ایرانیان و جهانیان است. این نسخه با همت و همگامی احتمالی نگارگرانی چون امیر خلیل، خواجه علی منصور، امیر شاهی سبزواری، استاد سید احمد و نگارش مسلم خوشنویس مشهور، جعفر بایسنغری شکل یافته است. خواجه علی منصور در تذهیب و قوام الدین در صحافی هم این گروه را یاری داده اند که خود یادآور همدلی و همراهی آنان است.‏
هدف این مقاله تاکید و اشاره به حقانیت جعفر بایسنغری در شکل گیری نسخ خطی زمان خویش می باشد. همچنین او تربیت خوشنویسان زبده ای در این مرز و بوم را به عهده داشته است.
واژگان کلیدی: نسخ آرایی، خوشنویسی، نگارگری، نستعلیق، جعفر بایسنغری، هرات

مقدمه
نسخ آرایی ایرانی در میان هنرهای تجسمی از جایگاه ویژه ای برخور دار است. در این نسخ هنر نگارگری، خوشنویسی، تذهیب و تشعیر در هم سویی واحد، کنار یکدیگر نشسته و شاهکارهای بی بدیلی را سبب شده اند. تعامل و ارتباط صمیمانه هنرمندان شاخه های گوناگون در ایجاد این آثار جاودانه امری ناگزیر بوده است.‏
دوره تیموری و مشخصا مکتب هرات، همواره با پالایش، خلوص، و در یک کلام ایرانی تر شدن آثار هم سویی دارد که مدافعی دلسوز در جهت ایجاد نسخ خطی است.‏
هنرمندان مکتب بغداد،تبریز و شیراز در ربع اول سده نهم در کارگاه دربار شاهرخ ( پسر و جانشین امیر تیمور ) و بایسنغر میرزا ( فرزند شاهرخ ) به هم پیوستند که نتیجه آن شکل گیری مکتب ارزنده هرات است. آنچه که در بررسی مکتب هنری هرات قابل بحث بوده و به آن ارزش درخور مباحث زیبایی شناسی می دهد، هماهنگی بین محتوی، فرم و مهارت اجرایی آثار است. قالب بیانی تصویر در نسخ خطی این مکتب به گونه ای است که ذهنیت شاعر و عارف، به رساترین شکل بیان و تاویلی شیوا می یابد. آنان شکل بصری و دیداری خود را در خوشنویسی نستعلیق و نگاره، جستجو کرده و مناسب با موضوعات یافته بودند.
در این دوره، تاثیر روشنی از اهتمام نگارگری و خوشنویسی در شاهنامه بایسنغری تجلی می یابد که شهرت آن به غیر از نگاره های آن ( شامل 22 پرده) در مقدمه ای است که توسط بایسنغر میرزا نگارش یافته است؛ بدیهی است که همواره نام خوشنویس شهیر جعفر بایسنغری در تاریخ هنر ایران، چون روزگار زندگیش به خوبی خواهد درخشید. امروزه، این گنجینه بزرگ هنری در ایران نگهداری می شود.
همواره توجه و علاقه هنرمندان تجسمی به ادبیات فارسی، دوره تیموری به چشم می خورد. چنانکه امیر شاهی سبزواری که احتمال نگارگری او در شاهنامه بایسنغری وجود دارد؛ خود غزلسرای نامی است که اهل قلم است، در تاریخ ادبیات دوره تیموری به طور مفصل درباره او سخن گفته اند.
همچنین اشعار جعفر بایسنغری از چنان شیوایی برخوردار بوده که گواه بر توانمندی او در شاعری است. حضور این توانمندی، در گسترش تصویر گری نسخ خطی آن زمان به خوبی حس می شود.
در این مقاله سخن را با مروری بر اوضاع حاکم در دوره شاهرخ و بایسنغر میرزا شروع کرده و در ادامه هنر نسخ آرایی، در دو شاخه نگار گری و خوشنویسی ( در مکتب هرات) بررسی می شود که محور سخن بر هنرمند خوشنویس آن زمان، جعفر بایسنغری ( خطاط شاهنامه بایسنغری ) قرار دارد.
1- مروری بر اوضاع حاکم در دوره شاهرخ و بایسنغر میرزا
گذر 120 ساله عصر تیموری با فراز و فرود های بسیار، یکی از اعصار بسیار مهم در تاریخ هنر و ادبیات ایران است.
تیمور اگر چه خود را از طرف « مادر از اعقاب چنگیز می دانست » و مقید به اجرای بعضی از قوانین مغولی بود. اما درنده خویی و خونریزی بی حد و اندازه مغولان را نداشت.
شاید بتوان علت کم علاقگی تیمور به هنر کتاب آرایی را به نسبت توجه او به بر پایی عمارات مجلل، در بی سوادی اش دانست. البته عده ای از محققین عقیده دارند که دلیل عمده نبود نسخه ای شاخص در زمان تیمور، به غنیمت گرفته شدن نسخ موجود در قلمرو های تسخیر شده اوست که نیاز به ایجاد نسخ خطی در این زمانه را بر طرف می کرده است.
با این وجود یکی از قدمهای اساسی در هنر نسخ آرایی را تیمور بر داشت. او از ممالک تسخیر شده هنرمندان را چون غنایمی با ارزش به سمرقند اورد. « خوشنویس سرشناس تبریز معین الدین و نقاش نام آور عبد الحی »و به احتمال قوی میر علی تبریزی ملقب به واضع نیز از آن جمله اند. این اقدام به مثابه کاشتن نهالی بود که در دوره فرزندان و نوادگان تیمور به ثمر نشست.
سیاست جمع آوری هنرمندان توسط اخلاف تیمور شاهرخ و بایسنقر میرزا در هرات و اسکندر سلطان در شیراز دنبال شد. پس از تیمور، شاهرخ هنرمندان سمرقند را به هرات انتقال داد.
شاهرخ مرد دیندار و متشرعی بود و با شرابخواری مخالفت داشت. او دستور داد که شرابهای پدرش محمد جوکی را بر زمین ریزند. اگر چه دیگر فرزندش بایسنغر میرزا جان بر سر میگساری نهاد.
علاقه شاهرخ به نسخ خطی با مضمون تاریخی، بیش از شعر و داستان سرایی است. او حامی مورخان آن دوره، از جمله حافظ ابرو مصنف کتاب مجمع التواریخ و کمال الدین عبد الرزاق نویسنده مطلع السعدین بود.
در دوره 40 ساله حکومت شاهرخ به دلیل مدیریت قوی، رشد چشمگیری در هنر و ادبیات ایران به وجود آمد. این رشد در دوره شاهزاده بایسنغر میرزا که منصب وزارت پدر را به عهده داشت، ادامه یافت. او مانند پدر و جدش روحیه جنگجویی نداشت. کتاب، عیش و طرب را بر کشور گشایی ترجیح می داد. همین روحیه لطیف و آرام، باعث جذب شعرا و هنرمندان، دربار شاهرخ و کتابخانه بایسنغر میرزا شد. از معاصران ایشان در تذکره ها به نام های بزرگانی چون " عبد القادر مراغه ای " در موسیقی، " یوسف اندکانی" در آواز، " قوام الدین " در معماری و " غیاث الدین" در نقاشی بر می خوریم.»‏
‏« در عین حال که با یسنقر میرزا مشغول استنساخ نسخه جدیدی از شاهنامه بود. پدر ( شاهرخ ) نیز به تکمیل اثر سترک وزیر و مورخ ایلخانی رشید الدین پرداخت و دستور داد تصاویری را برای جامع التواریخ تهیه کند.» با این وجود بایسنغر در رقابت نسخ آرایی گوی سبقت را از شاهرخ ربود. اما افسوس که او 14 سال پیش از پدر، صحنه رقابت را ترک کرد و به دیدار باقی شتافت.‏
‏« نکته جالب اینکه تعداد زیادی از هنرمندان دربار شاهرخ و کتابخانه بایسنقر در شعر هم توانا بودند. که در تاریخ ادبیات نیز به نام آنها اشاره شده است. مولانا سیمی نیشابوری خوشنویس، مولانا بنائی هروی، امیر شاهی سبزواری شاعر مشهور این عهد انواع خط را خوب می نوشت و ما در اینجا به نام برخی از آنان بسنده می کنیم. معروف بغدادی، محمود رفیقی و پسرش مجنون هروی، نامی سبزواری، امیر علی هروی، انوری بلخی، بایسنغر میرزا، جعفر بایسنغری، حافظ هروی ... » همگی در شعر توانا بودند.‏
عمو زاده بایسنغر یعنی اسکندر سلطان پیش از او در شیراز کارگاهی دایر کرده بود اما به دلیل سر کشی توسط شاهرخ چند بار شکست خورده و بخشوده شد که در نهایت معدوم گردید و هنرمندان آنجا به هرات منتقل شدند.
« در سال 822 ه.ق روابط تجاری نزدیکی میان نواده های تیمور و امپراتور سلسله مینگ استوار شد» و نفوذ تزیینات و نقاشی چینی را در ربع دوم قرن نهم در تذهیب و تشعیر،باعث گردید.شاهرخ، غیاث الدین نقاش را همراه هیئتی به چین روانه ساخته تا دیدنی های خود را بنویسد و کمال الدین عبد الرزاق شرح این سفر را در کتاب مطلع السعدین آورده است. به نظر می رسد سفر این هنرمند در شیوه کار او و اطرافیانش موثر بوده باشد.‏
‏« در تاریخ جنگها از بایسنغر تقریبا فقط یکبار نام برده می شود آنهم در سال 1420م ( 823 ه.ق ) است که به جای پدرش تبریز را از دست قرایوسف بدر آورد.» این جنگ نقطه عطفی در هنر نسخ آرایی ایران می باشد.
« در جنگ مذکور بایسنغر علاوه بر جعفر، سید احمد نقاش، خواجه علی مصور و قوام الدین صحاف را به همراه آورد.» نام این بزرگان اهمیت و اعتبار جعفر بایسنغری را دو چندان می کند.‏
جعفر در هرات به سرپرستی هنرمندان کتابخانه بایسنغر برگزیده شد که در کتاب مناقب هنروران این چنین به آن اشاره می گردد. « ... مقتدای مآثر استادان سلف، مولانا جعفر تبریزی است که استاد دبستان بایسنغر میرزا سابق الذکر و رئیس معارف نشان کتابخانه بهشت آثار وی بود. خوشنویسان دیگر آن روزگار شاگردان خدمتگزار وی بودند.»‏
سه پسر شاهرخ به نامهای بایسنغر میرزا، ابراهیم سلطان و الغ بیگ به ترتیب کارگاههای نسخ آرایی در هرات، شیراز و سمرقند بر پا کردند. پس از مرگ شاهرخ در سال 837 ه.ق فرزندش علا الدوله به حمایت از هنرمندان پرداخته و نه تنها کارگاه و کتابخانه پدر را تا سال 1447 فعال نگه داشت بلکه « غیاث الدین نقاش، که شاهرخ او را قبلا ( از 1419 تا 1422) به خاطر حسادت به بایسنقر میرزا به همراهی سفیر خود به چین فرستاده بود به هرات آورد.»‏
رشد تصوف و عرفان عملی و نظری در این دوره بر هنر و ادبیات تاثیر گذار بوده است. می گویند شاهرخ بسیار به زیارت مقبر ه خواجه عبد الله انصاری مشرف می شد. در همان عصر بزرگان تصوف ایران شاه نعمت الله ولی ( متوفی 837 ه.ق ) با گرایشات وحدت وجودی و شاه قاسم انوار عارف و شاعر ( متوفی 837 ه.ق ) زیسته اند که قاسم انوار بعد ها متهم به دست داشتن در سو قصد به جان شاهرخ شد. فرقه حروفیه در همین دوران شروع به فعالیت کرد که مریدان آن اعتقاد به ارزش عرفانی و الهی حروف الفبای فارسی داشته اند یعنی آموزه ای که می توانست یک خوشنویس و هنر شناس مانند معروف بغدادی را مجذوب خود کند تا جایی که در قضیه سو قصد به جان حامی خود – شاهرخ – در سال 830 ه.ق با فرقه حروفیه همدست گردد. فرقه های صوفیه، بکتاشیه و نور بخشیه نیز در همین دوران به منصه ظهور رسیدند. اما به نظر می رسد که تاثیر تصوف بر هنر رسمی و دربار به طور غیر مستقیم و بسیار نافذ بوده است به گونه ای که عناصر زمینی، جسم و جانی فرا زمینی در آثار این دوره می یابند. در نهایت این سلسله، سلطان حسین بایقرا- آخرین پادشاه تیموری ( 872 تا 911 ه.ق ) – کمال الدین بهزاد را مسئول کتابخانه خویش کرده و در این زمان مکتب هرات به اوج اعتلای خود می رسد.‏
‏2- هنر نسخ آرایی در دوره شاهرخ و بایسنغر
هنر نسخ آرایی و به طبع آن نگارگری و خوشنویسی ایرانی در عصر شاهرخ و بایسنغر با محوریت مکتب هرات دارای ویژگی های خاصی است که حاصل تحولات و تغییرات شگرفی در فرهنگ و هنر ایران می باشد.
در زمان شاهرخ و جانشینانش خاصه بایسنغر عمده توجه معطوف به شاهنامه بود. اما دیوان هایی چون خمسه نظامی، بوستان و گلستان سعدی نیز مورد توجه قرار میگیرد. « غزل به عنوان شیوه شعری غالب در می آید» که این پدیده با رشد خط نستعلیق که از نظر فرم با محتوای اشعار تغزلی هماهنگی دارد؛ رابطه معنی داری پدید می آورد. « غزلیات در قالب های کوچک، باریک و کشیده کتابت می شد تا به راحتی قابل حمل باشد و حاشیه آن ها با گل و برگ تشعیر می شدند.» همچنین قالب چلیپا به همراهی تذهیب و تشعیر نیز مورد توجه هنرمندان قرار می گیرد.
هنر نسخ آرایی را می توان در دو گروه خوشنویسی و نگارگری مورد توجه قرار داد. همگامی آنان در خلق شاهکارهای جاودانه ای مانند: شاهنامه بایسنغری قابل توجه و تحسین است.‏
‏1-2 : خوشنویسی در دوره شاهرخ و بایسنقر میرزا
در ایران خوشنویسی در میان هنرهای تجسمی از جایگاه ویژه ای برخور دار است. یکی از شیوه های رایج در خوشنویسی نستعلیق است که به حق عروس خطوط اسلامی نامیده می شود.
خوشنویسی نستعلیق در دوره شاهرخ و تیمور پدیده ای نوپا بود که پله های ترقی و تکامل را پیمود. غالب محققان آغاز نستعلیق را از تبریز می دانند؛ اما جعفر بایسنغری آغاز این خط را از شیراز دانسته است. چنانکه می فرماید: « ... بباید دانست که نسخ تعلیق اصل او نسخ است جماعتی شیرازیان در آن تصرف کردند و کاف مسطح و ارسال ازیال سین و لام و نون از او بیرون بردند و سین قوسی و کثرت مدات از خطوط دیگر در آوردند و غث و سمین در او رعایت کردند و آنرا خطی دیگر ساختند و نسخ تعلیق نام کردند. مدتی بر آن گذشت بعد از آن تبریزیان در آن طریق که شیرازیان وضع کرده بودند تصرف کردند و اصول و قواعد آن وضع می کردند تا نوبت به خواجه میر علی تبریزی – شکر الله سعیه رسید و او این خط را به کمال رسانید.» می توان اشاره داشت که ریشه خط نستعلیق در شیراز، میراث عمده آن در تبریز و رشد و بالیدن آن در هرات بوده است.
پدیده مهم در خوشنویسی عصر شاهرخ و بایسنقر ظهور دو سبک متفاوتی است که امروزه همچنان به حیات خود ادامه می دهند. « یکی شیوه جعفر و اظهر که بعدها سلطان علی مشهدی آنرا رونق داد. این شیوه در خراسان شایع گردید دیگری شیوه عبد الرحمان خوارزمی خوشنویس دربار سلطان یعقوب آق قویوینلو ( 844 – 894 ه.ق ) است که در قسمتهای غربی و جنوبی ایران متداول گردید و بهدها فرزندان ( عبد الرحمان و عبد الکریم ) و پیروانشان در ظرف زمان و مکانی محدود آن را رواج دادند. » تفاوت آشکار این دو شیوه، در اندازه حروف و کلمات کشیده آن است.
در شیوه مشهور به غربی حروف و کلمات اندکی بزرگتر از شیوه خراسانی ( شرقی ) اجرا می شود. خط در شیوه شرقی معتدل بوده است. و راه ترقی و پیشرفت خط نستعلیق از شاخه شرقی پیش گرفته می شود. البته شیوه غربی همچنان در افغانستان و پاکستان بدون تغییر و خلاقیتی رایج می ماند.
2-1-1: جعفر بایسنغری‏
مولانا جعفر بایسنغری از استادان مسلم خط نستعلیق به شمار می رود. جعفر همه خطوط رایج زمانه خویش را به درجه استادی می دانست؛ بطوریکه در منابع متعدد بسیار از او یاد شده و استادی او بر اهل فن محرز است.
« بعضی قدما وی را قبله الکتاب و قالبا کمال الدین خوانده اند.»‏
میرزا حبیب اصفهانی می نویسد: « گویا شخصی که حکیم جعفر هروی نامیده می شود همین شخص { جعفر بایسنغری } باشد.» ‏
او در « خطوط شش گانه شاگرد شمس الدین شرقی بود » و « از طریق میر عبد اله ( پسر میر علی تبریزی ) شاگرد شخص اخیر شد.» ‏
جعفر اقلام سته را بهتر از نستعلیق می نوشت چنانکه در شرح آثار خوشنویسان دکتر بیانی اغلب خط نستعلیق او را متوسط و خوش و به ندرت عالی ممتاز میداند. اما خطوط دیگرش مانند ثلث و نسخ را عالی و گاه ممتاز ارزیابی می کند. قابل ذکر است که در آن دوران شیوه نستعلیق هنوز در حال صیقل خوردن و زدودن زواید آن بوده و تلاش خوشنویسان بیشتر بر اصلاح و تغییر فرمهای موجود استوار است.
ذکر می شود که جعفر بایسنغری در محضر میر عبد الله ( پسر میر علی تبریزی ) خط نستعلیق را فرا گرفته است. اما امروزه از کم و کیف آن اطلاع چندانی در دست نمی باشد. با توجه به تاریخ نزدیک وفات میر علی ( 850 ه.ق ) و تاریخ وفات جعفر حدود ( 860 ه.ق ) و با نظر داشتن اینکه هر دو ایام طولانی در هرات زیسته اند؛ امکان اینکه جعفر بطور مستقیم از میر علی تبریزی تعلیم خط گرفته باشد وجود دارد.‏
اظهر شاگرد جعفر در ذکر اختراع مفردات خط نستعلیق در قطعهای از وی چنین یاد می کند. « و مخترع الثانی و هو شیخی و قبلتی کمال الماه و الدین جعفر تبریزی روح الله تعالی و روحه العزیز » ‏
بی شک جعفر خط نستعلیق را بهتر از میر عبد اله و حتی میر علی تبریزی معروف به واضع می نوشته و شاگردانش نیز از خود او پاکیزه تر می نوشته اند. میزرا علی هروی در رساله " مداد الخطوط " در این مورد چنین قضاوت فرموده است: « نسبت خط نستعلیق اظهر به جعفر مانند عبد اله صیرفی است به یاقوت مستعصمی در ثلث که اگر چه صافتر از استاد می نوشت ولی در اصول به او نرسید »‏
یا در مناقب هنروران آمده : « متانت خطش { اظهر } از استاد فزون تر است. »‏
این نشانه سیر تحول و ترقی خط نستعلیق است و شبهه اختراع خط توسط یک شخص را از ذهن دور می کند. « یکی از ویژگی های بارز خط میرزا جعفر تبریزی انضباط خارق العاده آهنگ و فضا بندی آن است که می تواند از پرورش او در اقلام سته نشات گرفته باشد. ‏
احتمالا جعفر در سال 823 ه.ق به خدمت بایسنغر میرزا که والی آذربایجان شد؛ در آمد و بعدا توسط همین امیر به هرات انتقال یافت. او قطعا در هنگام فتح تبریز توسط بایسنغر میرزا استادی نامدار و شهیر بوده که به عنوان رئیس کتابخانه سلطنتی استخدام می شود. همچنین نقل گردیده است که بایسنغر میرزا « به طور تصادفی جعفر تبریزی را به مدیریت کتابخانه خود انتخاب کرد.» البته این گزینش مهم، نمی تواند تصادفی باشد به دو علت: دلیل اول اینکه بعید به نظر می رسد؛ آوازه جعفر بایسنغری – بزرگترین خوشنویس آن دوره – به گوش شاهزاده فرهیخته و مشکل پسند تیموری – بایسنغر میرزا – نرسیده باشد. زیرا قرین مجالس بایسنغر میرزا شاعران و مورخان و در کل برگزیدگان هنر آن روزگار بودند. و دلیل دوم، دانش هنری بایسنغر میرزا است. که امروزه رقم ثلث استادانه او بر طاق و سر در مسجد گوهر شاد بیگم در شهر مقدس مشهد بعد از گذشت قرون و اعصار هنوز ماندگار بوده و صفحاتی از قر آن مجید در قطع بزرگ به خط ایشان موجود است. با این تفاصیل می توان ادعا داشت که در آن زمان انتخاب جعفر توسط بایسنغر میرزا از روی محک و دانش هنری صورت پذیرفت.‏
میرزا جعفر علاوه بر خوشنویسی مانند اقران هنرمندش شعر نیکو سروده که ابیات زیر قطعه ای از اوست:‏
‏« با فلک دوش به خلوت گله ای می کردم که مرا از کرم تو سبب حرمان چیست
اینهمه جور تو با فاضل و دانا ز چه روست وین همه لطف تو با بی هنر و نادان چیست
فلکم گفت که ای خسرو اقلیم هنر با منت بیهده این مشغله و افغان چیست
شکر کن که در معرض فضلی که توراست گنج قارون چه بود مملکت خاقان چیست »‏
همچنین جعفر، ترکیب بند شیوایی در رثا بایسنغر و عرض تسلیت به پدرش شاهرخ ساخته که در نسخه ای به خط اظهر ( شاگرد جعفر بایسنغری ) نگارش یافته است. آن رتبه و تقرب جعفر را نزد شاهرخ و علاالدوله فرزند بایسنغر تایید می کند.
« گر گلی کم شد ز گلزار جهان آخر ور ز درج سلطنت کم شد دری زین هم چه غم
آفتاب دولت سلطان اعظم شاهرخ باد بر خلق جهان تابنده از لطف و کرم
شه علاالدوله را در سایه این پادشاه شادمانی بخش چون هستند با اخوان به هم
از برای حرمت روح شهنشه جهان بیش دادی حرمتم، شاها گر از اقران کمم
تا که القاب شهنشه را نویسد درکتاب باد چون جعفر هزارش بنده تا یوم الحساب » ‏
جنبه مهم فعالیت او تربیت شاگردان است. « چندی از شاگردانش چون اظهر، عبد اله و شیخ محمود سبک او را مبنای سبک های خود قرار دادند. » ‏
در بین شاگردان جعفر، اظهر تبریزی در نگارش خط نستعلیق بیش از دیگران مطرح بوده او سمت استادی سلطانعلی مشهدی ( خوشنویس بزرگ آن عصر ) را داشته و اکنون قسمت عمده ای از اطلاعات ما در مورد سالهای آغازین قلم نستعلیق، از منظومه تعلیمی صراط السطور ایشان است.
خطوط دیگر از جمله « اصول عبد اله طباخ در تعلیق عبد الحی منشی استر آبادی و در نستعلیق شیخ محمود زرین قلم خفی نویس » از شاگردان جعفر بوده اند.
2- 1- 1- 1: آثار جعفر بایسنغری:
آثار فراوان و زیبایی به قلم توانای مولانا جعفر بایسنغری کتابت شده است که شامل نسخ و مرقعات به خط ثلث،ریحان، نسخ، رقاع و نستعلیق است که عمدتا در خرانه طوپقاپو سرای و بعضی در کتابخانه ملی ایران نگهداری می شوند.
تعدادی از آنها به شرح زیر است.
1- « نسخه گلستان سعدی متعلق به اقایچستر بیتی ( شماره 48 ) که در هرات تهیه شده است و به وضوح تاریخ1426 م و امضای جعفر بایسنغری را دارد. » ‏
‏2- « گلچین مستطیل شکل کوچکی ( شماره 51 ) که متعلق به چستر بیتی است ( 1432م ) و امضای جعفر التبریزی را دارد. » ‏
‏3- در موزه بریتانیا، « یک نسخه نفیس از تاریخ حمزه الاصفهانی که توسط جعفر در سال 1431 برای او نوشته شده است. » نگهداری می شود.
4- « نسخه خطی خسرو و شیرین 1421م، که اکنون در لنینگراد بوده و امضای البایسنغری را دارد.» ‏
‏5- شاهنامه بایسنقری موجود در موزه کاخ گلستان تهران که در سال 833ه.ق/30-1429م تکمیل شده و تحت نظارت میرزا جعفر بایسنغری وبه خط ایشان تحریر گردیده است.
6- خط جعفر بایسنغری« چند صفحه از شاهنامه و خمسه و اشعار دیگر از مرقع بهرام میرزا به خط رقاع و کتابت عالی نستعلیق، کتابت خفی متوسط،در خزانه طوپقاپو سرای موجود است.» که به خط جعفر است. ‏
‏2-2: نگارگری در دوره شاهرخ و بایسنغر میرزا
در کتاب اطلس خط، اشاره شده است که « در کتابخانه بایسنغر میرزا چهل تن خوشنویس و هنرمندان دیگر پیوسته مشغول کار بوده به ریاست و سرپرستی میرزا جعفر به کار کتابت و مصوری و زرفشانی و تذهیب و قطائی و وصالی و مجلدی می پرداخته اند.» ‏
نگار گری این عصر دنباله رو نگارگری ایلخانی جلایری بوده است. در نگارگری این دوره می توان به خصوصیاتی از جمله تبعیت منظره از پیکر انسانی ( پیش در آمد سبک تیموریان قرن 14م/9ه.ق )، دورگیری و خطوط کناره نما، استفاده از رنگ های متضاد و ترکیب بندهای مبتنی بر رنگ مایه اشاره داشت.
نگار گران کتابخانه بایسنقری علاقمند به چینش منحنی گونه ( اسپیرالی ) پیکره ها و دیگر عناصر، جهت تاکید بر شخصیت های اصلی، بر اساس ارتباطی هماهنگ میان سطوح افقی و اریب بوده اند. غلبه رنگ مایه های مختلف آبی و سبز و در مجموع رنگ های سرد از دیگر علایق آنان است.
در دوره تیموری ترکیب بندهای دو صفحه ای در شیراز به عرصه نگارگری افزوده شد و به موازات آن به هرات نیز راه یافت.
در این دوره نسخ متعددی ایجاد و نسخه برداری شدند. که جوامع التواریخ حافظ ابرو
( 825ه.ق )، معراجنامه حضرت پیامبر (ص) به خط ایغوری، خمسه نظامی، گلستان سعدی، کلیله و دمنه نصر اله منشی، گلچین ها و گزیده های متعددی از آن جمله اند. اما اثر سترگ ادب فارسی یعنی شاهنامه فردوسی چندین بار نسخه برداری شده که نسخه یا نسخ بایسنغر میرزا – نماینده تمام عیار نگارگری این دوره – از همه مشهور تر است.
لازم به ذکر می باشد که کتابخانه بایسنغر، جز شاهنامه کتابهای مهم دیگری مانند کلیله و دمنه بیش از یک بار نسخه برداری شده اند.
از نگارگران معروف این دوره امیر شاهی سبزواری، غیاث الدین، سید احمد و خواجه علی منصور را می توان نام برد که به دعوت بایسنغر از تبریز به هرات رفته بودند.
2-2-1: اثر گذاری و اثر پذیری مکتب هرات
در دوره تیموریان با همه خشونت و ویرانی که توسط آنان صورت گرفت؛ هنرمندان مورد حمایت قرار گرفتند. در آغاز پایتخت تیمور، شهر سمرقند محل تجمع هنرمندان واقع شد اما آن مرکز هنری زود گذری بود که در مقابل عظمت مکتب هرات رونقی نیافت.
نسخ آرایی هرات ( کتابخانه بایسنغر ) هنری رسمی و سلطنتی قلمداد می شود. چون دربار مستقیما بر تولیدات آن نظارت داشته و سفارش دهنده و مصرف کننده، حاکمان زمانه بوده اند.
مراودات هنری بین مکاتب مختلف و آمد و رفت هنرمندان در خلال جنگ ها و ناکامی حامیانشان در شکل گیری مکاتب مختلف از جمله مکتب هرات بسیار حائز اهمیت است. حمله تیمور به تبریز و بغداد و شکست جلایریان، سبب کوچ هنرمندانی مانند: معین الدین، عبد الحی و به احتمال قوی میر علی تبریزی ( واضع خط نستعلیق ) به سمرقند شد. به این ترتیب رد قلم هنرمندان و جلایری در هنر دوره تیموری رسوخ پیدا کرد.
شاهرخ نیز به شیراز حمله می کند و برادر زاده اش اسکندر سلطان را از بین می برد. او تعدادی از هنرمندان سرشناس و زبده را با خود به شیراز می آورد که در این میان شخصیتی چون معروف بغدادی ( رئیس کتابخانه اسکندر سلطان) به چشم می خورد. بدین گونه شاخصه هایی از مکتب شیراز در مکتب هرات راه نفوذ می یابد.
در خلال یگانه نبرد بایسنغر با قراقویونلو ها و شکست قرایوسف در تبریز تعدادی از هنرمندان همراه بایسنغر به هرات آمده اند که جعفر خوشنویس، شاخص ترین آنها است.
تفاوت مکاتب به دلیل نقل مکان هنرمندان از مراکز مختلف هنری کاسته شده اما هر مکتب دارای شاخصه های مشخصی برای تفکیک و تشخیص است.
از دیگر مواردی که سبب مبادلات هنری بین مناطق مختلف شده است ارسال نسخ توسط شاهزادگان حاکم برای اقوام خویش به خارج از حوزه حکومتی، به عنوان تحفه می باشد. این امر باعث دسترسی هنرمندان در کتابخانه رسمی حاکمان به نسخ ارسالی نیز گردیده است. در نتیجه تاثیر پذیری از این نسخ، تغییراتی هر چند اندک، در آثار هنرمندان هویدا می گردد. به عنوان نمونه به نسخه متعلق به 832 ه.ق در موزه هنرهای برلن، که توسط ابراهیم سلطان هنگام حکومت در شیراز برای برادر خود بایسنغر میرزا به هرات می فرستاده است می توان اشاره داشت.
نکته مهم این است که مکتب هرات با پالایش آنچه که از مناطق و مکاتب هنری دیگر وام گرفته است شکلی نوین داده ست که حاصل آن دستیابی به هنری با شخصیت ممتاز بوده است. پس نمی توان به صراحت آنرا دنباله روی مکاتب دیگر دانست. علاوه بر این تاثیر پذیری ها مکتب هرات بر مکاتب دیگر مخصوصا شیراز امری مسلم و بدیهی است.
یکی از زیباترین آثار تیموری مکتب هرات نسخه کلیله و دمنه نوشته نصر اله ابو المعالی است که امروزه در موزه گلستان تهران نگهداری می شود. نمونه دیگری از این نسخه،موجود در کاخ گلستان تهران، اشاره داشت.
در مکتب هنری هرات، نوآوری در ترکیب بندی و رنگ آمیزی به خوبی جلوه گر بوده؛ اندازه پیکره ها کوچکتر شده و از شلوغی بیش از حد پرهیز گشته است. نقش صخره های اسفنجی نشان بر جسته این مکتب به شمار می آید و احساس تعادل میان متن و تصویر حس می گردد. طراحی چهره ها معمولا بی حالت و خشک است. کاربرد رنگ های قرمز کاهش یافته و رنگهای خاکستری مایل به آبی، ارغوانی، سبز و صورتی با لطافت هر چه تمام تر با همراهی دو رنگ سیاه و سفید حضور می یابند.
مکتب هرات در ادامه حضورش در دستان کمال الدین بهزاد به حد اعلای خود می رسد. در مجموع می توان استفاده از عناصر چینی در هرات را با اعتدال دانست. چنان که در آثار این مکتب ، عناصر نگارگری و تزیینی، خلوص ایرانی مکتب شیراز را از دست می دهد. مکتب هرات را می توان کامل ترین مکتب هنری ایران دانست. سازمان علمی فرهنگی و آموزشی ملل متحد ( یونسکو ) دو اثر تاریخی ایران به نام های شاهنامه بایسنغری " یا شاهنامه فردوسی و " وقف نامه رشید الدین فضل اله " معروف به کتاب " وقف ربع رشیدی " را در دفتر حافظه جهانی بشری به ثبت رساند. که اکنون به کتاب شاهنامه بایسنغری به عنوان یکی از آثار نسخ آرایی ایرانی در مکتب هرات می پردازیم.
2-2-1-1-: شاهنامه بایسنغری
شاهنامه بایسنقری که اکنون در موزه کاخ گلستان تهران نگهداری می شود یکی از مفاخر هنر نگارگری ایران است که « به تاریخ پنجم جمادی الاول 833 ه.ق ( مطابق با 31 ژانویه 1430م ) صورت اتمام یافته است. اندازه کتاب 384 در 265 و قطر آن 75 م.م است. تصاویر کتاب در قالب مکتب هرات و دارای 22 مجلس و در مجموع 690 صفحه و هر صفحه سه خط می باشد.»‏
این شاهنامه تحت نظارت میرزا جعفر بایسنغری و به قلم ایشان با خط شکیل نستعلیق تحریر گردیده است. برای اولین بار در برلین هاوس در سال 1931 م به نمایش در آمد و بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفت.
در کتاب آثار و احوال خوشنویسان اشاره شده است که در این شاهنامه،« عنوان ها به قلم ثلث خوش با الوان مختلف و اشعار به خط نستعلیق کتابت خفی متوسط با رقم " قد وقع الفراغ من تحریر هذا الکتاب ... باشاره الخان بن الخان سلطان السلاطین ... غیاث السلطنه و الدنیا و الدین بایسنغر بهادر سلطان خلد الله ملکه و سلطانه، علی ید العبد الضعیف المفتقر رحمه الله الباری جعفر البایسنغری اصلح الله تعالی احوالها » می باشد.‏
همچنین مقدمه ای که بایسنغر بر آن نوشته در ارزش این شاهنامه افزوده است.که این گونه آغاز می شود « افتتاح سخن آن به که کنند اهل کمال ثنای ملک الملک خدای متعال ».‏
این نسخه گواهی بر تکامل هنر نسخ آرایی هرات بوده و در آن به وضوح میراث نگارگری جلایری که خود بر پایه دستاورد ها گذشته مکاتب تبریز و شیراز استوار است؛ دیده می شود. در باره نگارگرن شاهنامه بایسنغری قطعیتی وجود ندارد. ولی اشاراتی مانند مطالب زیر به چشم می خورد.‏
آقای رویین پاکباز می نویسد که : « احتمالا پیر احمد باغشمالی ( یکی از شاگردان ممتاز عبد الحی ) نیز در کارگاه اسکندر سلطان فعالیت می کرده است و سپس در هرات به مرحله کمال هنری رسیده است.» در تصویر گری شاهنامه دست داشته است. همچنین این نویسنده اشاره می کند که در شاهنامه بایسنغری جا پای شیوه جنید و معاصرانش و نیز نقاشان شیراز را می توان بازشناخت. محتملا مولانا خلیل { که دولتشاه سمرقندی او را مانی ثانی خواند } یکی از مصوران آن بوده و تجلید کتاب نیز به دست قوام الدین انجام گرفته است.»‏
عبدالحی حبیبی در کتاب هنر عهد تیموریان و متفرعات آن از قول جعفر بایسنغری ص 451 می نویسد که :« تصاویر این نسخه از شاهنامه را مولا نا علی ساخته ولی سازنده وقایع آن مولانا قیام ( قوام الدین ) است زیرا چشم مولانا علی در اواخر عمرش به زحمت کار می کرد. او سپس می نویسد امیر خلیل هم یکی از مصوران نسخه بایسنغر ی است ... »‏
قابل توجه می باشد که « از میان کارگزارانی که در کتابخانه بایسنغری کار می کردند و نامشان بر جای مانده تنها نام امیر شاهی سبزواری به عنوان نقاش ذکر شده است.»‏
حال آنکه ما در شرح حال مسافرت سفیر شاهرخ به چین به نام غیاث الدین به عنوان نقاش دربار بایسنغر بر می خوریم. پس امکان تصویر گری شاهنامه مشهور به نسخه تهران، توسط گروهی نگارگر وجود دارد. گروهی اهل فن، در تهیه تصاویر آن دست داشته و جعفر به نمایندگی آنان اتمام اثر را مزین به امضای خویش نموده است. در تتمه این نسخه امضا یا نام نگارگری دیده نمی شود.
از ویژگی ها و خصایص منحصر به فرد این شاهنامه قطع بزرگتر از شاهنامه های معمول آن دوران و نوع قرار گیری کتیبه های خوشنویسی آن است. در نگارگری های دوره جلایری که نزدیک ترین نگاره ها از نظر تاریخی و ویژگی های سبکی به این شاهنامه است ما شاهد کتیبه های مختصر یک، دو یا سه بیتی هستیم در صورتی که در شاهنامه بایسنغری « متن اشعار در جلو ترکیب بندی شناور بود و بسان پرده ای عمل کرده که افق دور دست را پوشانده است» و این به دلیل تعدد ابیات بیشتری در متن تصویر بوده که در بالای تصویر نقش بسته است و فضای قابل توجهی را به خود اختصاص می دهد. گاه کتیبه ها هم در قسمت فوقانی و هم تحتانی نگاره نقش بسته اند در این شاهنامه، به ندرت شاهد کتیبه هایی فقط در قسمت پایین صفحه هستیم. کتیبه ها را می توان ترفندی هوشمندانه از سوی نگارگران برای کنترل آغاز و انجام تصاویر دانست.‏
بعضی از نگاره های شاهنامه بایسنغری مانند: « گلنار و اردشیر » یا « رستم خاقان چین را از فیل سفید پایین می افکند » کتیبه خوشنویس ندارند.‏
ویژگی « پیکره های بلند و موقر با چهره های ریش دار گلبوته های درشت و تک درختان سر سبز از عناصر شاخص ترکیب بندی، تعادل در نگاره های شاهنامه فردوسی است.» ( ص 61 نقاشی ایرانی از دیروز تا امروز پاکباز ) جای گیری سنجیده پیکره ها در فضای تصویر و استفاده از پرسپکتیو مفهومی در بعضی از نگاره ها « کلاه ها و دستارها، رنگ سفید زمینه با گل بوته ها و درختان شکوفه دار و صورت سازی ها تمامی به شیوه مکتب هرات است و به قول عبدالحی حبیبی در کتاب هنر عهد تیموریان، چهره گشایی اشخاص ماوراالنهر ازبکی است.» مانند: تدفین فرامرز، دو صحنه دیوان و خوابگاه رودابه و نگاره گلنار وار و شیراز شاخص های این نسخه به شمار می آید. در واقع ذهن سیال نگارگر در طراحی این آثار نقطه دید ثابتی را پیش رو ننهاده و زوایای دید مختلفی را تلفیق کرده است. معماری موجود در این آثار با یک خط مورب، بیننده را به سمت سطوح پشت یعنی باغ و فضای شاد و تغزلی آسمان می کشاند.‏
درخشش رنگها در شاهنامه بایسنغری چشمگیر و مثال زدنی است و خشکی انسانها ( غیر اکسپرسیوی ) از ویژگی های دیگر این نسخه به شمار می آید.‏
نتیجه گیری:
1- آغاز هنر نسخ آرایی تیموری با جمع آوری هنرمندان از نقاط مختلف در دوره تیمور است این سیاست توسط فرزندان تیمور دنبال شد. در خلال جنگها و ناکامیها قوم فاتح حامی هنرمندان می شد و با انتقال آنان دانش و هنرشان در مراکز جدید حکومتی به منصه ظهور می رسید. سمرقند و هرات مرکز تجمع هنرمندان مناطق مختلف در مناطق مختلف بود.این امر سبب شد که اختلاف سبکها تقلیل یابد.
2- اکثر کارگزاران کتابخانه بایسنغری به شعر و ادبیات احاطه داشته و خود در سرودن دستی داشته اند. این شناخت عمیق در تصویر گری آثار تاثیر گذار بوده درک شعر همراه نوشتار نستعلیق در کنار تصاویر نزدیک به مضمون باعث شده بود افکار و آرا شعرا و عرفا شکل دیداری پسندیده ای پیدا کند. بین خط نستعلیق شعر و تصویر گری رابطه ویژه ای بر قرار است و این رابطه از آغاز دوره تیموری به سمت پایان قوی تر می شود.
3- مکتب هرات مانند هنر گذشته ایران دنباله هنر مکاتب قبلی مانند ایلخانی و جلایری است و از طرفی هنر مکاتب هم عرض خود را در شیراز و تبریز جذب می کند. تاثیر پذیری از هنر چین در این دوره تعدیل میرود در مکتب هرات آنچه وام گرفته شده با پالایش به هنری با ویژگی های ممتاز و خاص محلی تبدیل می شود به این جهت نمی توان به صراحت این مکتب را دنباله روی مکاتب دیگر دانست.‏
‏4- ریشه های خط نستعلیق در شیراز، میراث عمده آن در تبریز و محل رشد و بالیدن آن در هرات است.‏
‏5- پیدایش دو سبک خوشنویسی در مکتب هرات به نام های شیوه خراسانی ( شرقی ) مشهور به شیوه جعفر و اظهر که سلطانعلی مشهدی آن را به کمال می رساند و دیگری شیوه غربی که توسط عبد الرحمن و فرزندانش ادامه می یابد هم اکنون در پاکستان و افغانستان به شیوه غربی می نویسد اما مسیر رشد خط نستعلیق از طریق شاخه خراسانی است.
6- علی رغم ضعف های خط نستعلیق به واسطه نو پا بودن بیشتر کتب آغاز دوره ها تیموری به علت زیبایی با این خط تحریر می شود، خط نستعلیق در کتابت خط اول دوره شاهرخ و بایسنغر است.‏
‏7- جعفر دومین استاد بعد از میر علی تبریزی در ابداع و اصلاح مفردات و اتصالات جدید خط نستعلیق است او این خط را بهتر از میر علی تبریزی ملقب به واضع می نوشت و شاگردانش بهتر از خود جعفر می نوشتند این نشانه سیر تکاملی خط نستعلیق است و شبهه ابداع خط نستعلیق به دست یک شخص را از ذهن دور می کند.
منابع و ماخذ
1- آژند، یعقوب – تاریخ تیموری – جلد اول – انتشارات جامی – 1379- تهران
2- اصفهانی، میرزا حبیب – تذکره خط و خطاطان – رحیم چاوش اکبری – چاپ اول – انتشارات کتابخانه مستوفی – 1369- تهران‏
‏3- بیانی، مهدی – آثار و احوال خوشنویسان ایران – جلد 4 – انتشارات دانشگاه تهران – 1358- تهران
4- بینیون، لورنس – ج.و.س ویلکنسون – بازیل گری – سیر تاریخ نقاشی ایرانی – محمد ایرانمنش – چاپ سوم – موسسه انتشارات امیر کبیر – 1383 – تهران
5- پاکباز، رویین – دایره المعاف هنر – چاپ اول – انتشارات فرهنگ معاصر – چاپ اول- د1378 – تهران
6- پاکباز، رویین – نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز – چاپ چهارم – انتشارات زرین و سیمین – 1384 – تهران
7- تجویدی، اکبر – نگاهی به هنر نقاشی ایران – چاپ دوم – انتشارات وچاپ – 1375 – تهران
8- ذابح،ابوالفضل – فصلنامه هنر، شماره 8 – مقاله خوشنویسی در جهان اسلام- بهار تابستان 1364- تهران
9- صفا، ذبیح اله – تاریخ ادبیات ایران ج 3 – انتشارات فردوسی – 1379- تهران
10- عالی افندی، مصطفی – مناقب هنروران – دکتر توفیق ه.سبحانی – انتشارات سروش – 1369 – تهران
11- فضائلی، حبیب الله – اطلس خط ‏
‏12- فضائلی، حبیب الله – تعلیم خط، انتشارات سروش – 1376 – تهران
13- قمی، قاضی احمد – گلستان هنر – به تصحیح احمد سهیلی خوانساری، چاپ دوم – ناشر کتابخانه منوچهری – 1359 – تهران
14- کن بای، شیلا – نقاشی ایرانی، مهدی حسینی، چاپ دوم- انتشارات دانشگاه هنر – 1382 – تهران
15- گری، بازیل – نقاشی ایرانی، عربعلی شروه – چاپ دوم – نشر دنیای نو – 1385 – تهران
16- مایل هروی، نجیب – کتاب آرایی در تمدن اسلامی، انتشارات آستان قدس رضوی، 1373- مشهد
17- معین، محمد- فرهنگ فارسی، چاپ پانزدهم – انتشارات امیر کبیر – 1379 – تهران
18- شریف زاده، سید عبد المجید – نامور نامه – تهران – انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور- چاپ اول – 1370