احکام فقهی تجارت

این صفحه در دست آماده سازی است

حضرت سه مرتبه فرمودند اول فقه بعد کسب و کار. حضرت قسم می‌خورد که آدم احکام تجارت را یاد نگیرد گرفتار خیلی حرام خواری‌ها می‌شود ده‌ها حرام خواری داریم صد‌ها حکم شرعی دارد ولی حضرت از همه‌ی این‌ها روی یک نکته دست گذاشتند فرمودند ربا در میان امت من از حرکت یک مورچه روی سنگ خفیف تر و آرام تر است. یک مورچه روی سنگی راه برود نه صدایی دارد نه کسی متوجه می‌شود. متاسفانه نمی‌شود مخفی کرد الآن جامعه‌ی ما واقعا گرفتار ربا خواری است هم بازار ما گرفتار است هم معاملات ما تا این ربا حل نشود یقین داشته باشیم دیگر معنا ندارد دعای ما حال ما حالت معنوی ما بازار ما کسب ما اقتصاد ما بانک ما بخواهد اسلامی شود. حضرت در میان همه قسم می‌خورند والله به خدا قسم ربا خیلی خفیف است حضرت قسم خورد به خدا قسم که این قدر ربا مخفی است آدم ندانسته گرفتارش می‌شود این یک داستان داستان دیگری از امیرمومنان سلام الله علیه بخوانم راوی داستان امام باقر علیه السلام است. امیرمومنان هر روز در کوفه می‌آمدند صبح در بازار نه در بازار بلکه بازار به بازار می‌رفتند، بازار خرما فروش‌ها، بازار قصاب‌ها، بازار ماهی فروش‌ها، صنف به صنف قدم می‌زدند و به آن‌ها تذکر می‌دادند می‌ایستادند فریاد می‌زدند تقوا داشته باشید ‌ای تجار، وقتی صدای حضرت را می‌شنیدند همه از کسب و کار دست می‌کشیدند در این روایت حضرت هفت هشت تذکر می‌دادند می‌گفتند خیر را از خدا بخواهید. حضرت هر روز با این اوضاع می‌آمدند متن روایات هم متعدد است اسبق ابن نباته گفت من این کار را انجام می‌دهم فرمودند نه خودم شخصا می‌آیم امروز بدون تعارف امروز وظیفه‌ی روحانیون است امروز مخصوصا وظیفه‌ی ائمه‌ی جماعات است من تقاضا می‌کنم در بازار احکام و آداب تجارت را یک کمی بیشتر توجه کنیم. یک کسی آمد خدمت امیرمومنان سلام الله علیه گفت یا امیرالمومنین ‌اُریدُ تِجارَه فَادعُوالله‌ من می‌خواهم بروم دنبال کسب و کار شما برای من دعا کنید همه چیز با دعا نیست دعا خوب است اما همه چیز با دعاست؟ حضرت به او فرمودند ‌اَفقَهتُ فی دینِ الله تو احکام تجارت را یاد گرفته ای؟ گفت بالاخره بعد از این که شروع کردیم کم کم می‌رویم حضرت ناراحت شدند فرمودند وای بر تو اول احکام تجارت را یاد بگیرد بعد تجارت را یاد بگیرد. حضرت فرمود کسی که بدون آگاهی به احکام برود سراغ تجارت دچار ربا می‌شود این جمله‌ای که در کلمات حکمت آمیز حضرت است کلمه‌ی 447 مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ فِقْهٍ فَقَدْ اِرْتَطَمَ فِي الرِّبا کسی که برود بدون تجارت بدون این که مسائلش را یاد بگیرد فرو می‌رود در ربا خواری بدون این که از آن در بیاید سه مرتبه حضرت فرموده اند در باتلاق ربا گیر می‌کند اگر بدون این که احکامش را یاد بگیرد این بحث مهم است جالب نیست که ما فقط یک کلامی را بخوانیم ترجمه کنیم بگذریم این سیره‌ی حضرت نمی‌شود هم عمل حضرت هم اهمیت کلام حضرت این کتاب تحریرالوسیله رساله‌ی امام تقاضا می‌کنم کسانی که دنبال کسب و کار هستند اگر ما مقلد مجتهدین هستیم همه‌ی مراجع فرمودند عین عبارت این است بدون کم و زیاد ‌یَجِبُ عَلی کُلَّ مَن یُباشِر التّجارَه تَعلَمُ اَحکامُها هر کسی می‌رود دنبال تجارت واجب است احکامش را یاد بگیرد قبل از این که برود سراغ کسب و کار اول باید احکامش را یاد بگیرد، تا معاملات صحیح را از معاملات فاسد بشناسد و از ربا سالم بماند. حساسیت بالایی دارد. این خیلی مهم است من حساسیت را توضیح می‌دهم بسیاری هستند در کسب و کار می‌گویند این قدر پیچیده اش نکنید معامله‌ای انجام می‌دهیم فقها فتوا داده اند یجب بله قبل از این که تجارت را شروع کنید اگر حدیث امیرمومنان را خواندید این هم فتوای مجتهد است یک وقت ما مستحبات داریم یک وقت واجبات. بین مستحبات و واجبات فرق بگذاریم نماز ظهر عصر می‌خوانید یک کار واجب است نماز شب کار مستحب است نماز مغرب عشا واجب است اگر نافله خواندید مستحب است این تعلیم احکام تجارت جزء واجبات است نه جزء مستحبات عین عبارت همه‌ی فقها است یجب کل.

یا فرض کنید شما یک جنسی خریدید همین که طرف یخچال خریده بناست دو ماه دیگر تحویل بدهد رفته از تهران به کاشان ده قطعه فرش خریده کی باید فرش را تحویل بدهد؟ دو ماه دیگر پول را هم کامل نقد داده. اگر پول را کامل نمی‌داد اشکال داشت تاریخ تحویل فرش‌ها مشخص است خوب است؟ دیگر اشکالی ندارد؟ یک اشکال دیگر دارد. کجاست بناست این کالا را به شما تحویل بدهد کاشان تحویل بدهد یا خرم آباد؟ محل تحویل باید مشخص باشد مثال دیگر را می‌گویم. شاید دوستان بگویند یعنی چه؟ در اجاره من مثال می‌زنم طرف خانه اجاره کرده این اجاره چند وقت است؟ مهم نیست شما ماهی دویست هزار تومان بده هر چند وقت نشستی؟ این اجاره باطل است چرا؟ خب اجاره مشخص است ماهی دویست هزار تومان. چند وقت؟ تاریخ مشخص نیست هر وقت نشستی ماهی دویست هزار تومان این باطل است چون مدت باید مشخص باشد در اجاره باید مدت معین باشد اگر مدت معین نشد اشکالش چیست؟ فرض کنید شش ماه گذشت یک سال گذشت این آقا می‌خواهد اجاره اش را بگیرد چون اجاره باطل بوده این دویست هزار تومان ملاک نیست ملاک چیست؟ قیمت عرف و بازار. ممکن است آن موقع دویست هزار تومان تعیین کردیم اما الآن قیمت قیمت بازار است ممکن است پانصد هزار تومان باشد یا کمتر بوده گاهی مالک ضرر می‌کند گاهی مستاجر باید تاریخ مشخص شود چقدر اجاره می‌کنید؟ یک ماه یک سال. از این مسائل زیاد داریم. این در چند مثال ساده بود در مصالحه در شرکت در رهن در جعاله در مضاربه واویلاست واقعا واویلاست فقها سر این مسائل چقدر بحث می‌کنند چقدر مسائل پیچیده‌ای است ما همین طوری با هم قرار داد مضاربه می‌نویسیم خانه می‌خریم اجاره می‌کنیم معامله انجام می‌دهیم بدون اطلاع از مسائل امیرمومنان می‌فرماید ‌اگر کسی بدون آشنایی به مسائل فقهی رفت سراغ تجارت یک جوری فرو می‌رود در ربا که نمی‌تواند بیرون بیاید. مثال آخر را می‌زنم اداره یک برنجی را به شما داده ادارات گاهی سبد کالا می‌دهند به کارمندان جنس‌هایی که با کوپن می‌دادند تمام شد یک بنی می‌دهند برنج را گرفته مثلا برنجش درجه سه است خیلی اعلی نیست نمی‌خواهد می‌آید در مغازه می‌گوید ما بیست کیلو برنج گرفتیم دولت به ما داده برنج درجه سه است نمی‌خواهم این بیست کیلو درجه سه را بگیر پنج کیلو از این درجه یک بده. این معامله باطل است قیمت هم مشخص است. در جنس‌هایی که مشابه هم هستند او برنج است این هم برنج است حق نداری. این مصداق واضح ربا همین است. این برنج را جداگانه بفروش به این آقا تمام بعد دوباره پول این را بده آن را بخر. چون در دو جنسی که مشابه هم هستند ولو یکی درجه یک است یکی درجه سه. روغن مثلا یکی را گرفتید این روغن را نمی‌خواهم به جایش روغن ذرت می‌خواهم. ده لیتر روغن نباتی دولت داده بگیر سه کیلو روغن ذرت بده قطعا معامله باطل است. خانم النگویش شکسته می‌برد دم مغازه‌ی زرگر این ده مثقال است ده مثقال بگیر یک النگوی هشت نه مثقال سالم بده این‌ها همه اشکال دارد من حرفم این است ما دنبال این باشیم که مسائل را یاد بگیریم

اگر تجارت مان حرام بود فکر نکنیم برویم صرف کار خیر بکنیم جبران می‌شود به بعضی‌ها می‌گویی درست است ربا در زندگی مان است این قدر دستمان به خیر است که خدا از ما می‌پذیرد جبران آن رباخواری هایمان می‌شود. داستان اول پیامبر خدا راجع به شراب خواری صحبت می‌کردند که خداوند در قصه‌ی شراب چند گروه را لعنت کرده آن کسی که می‌فروشد آن کسی که می‌خرد آن کسی که مقدماتش را فراهم می‌کند وقتی حدیثی را حضرت فرمود یک کسی گفت یا رسول الله عجب چیزی گفتی ما کارمان شراب است ولی ما این پول شراب را درآمدی که داریم فایده‌ای دارد ببریم در مسیر یَنفَعنی عَملتُهُ فیه آیا به دردم می‌خورد کار خیری بکنم پیامبر خدا فرمود ‌لَو اَنفَقتُهُ فی حَجّ اَو جَهاد برای حج استفاده کنی در راه جهاد مسلمان‌ها مصرف کنی ‌ما لَم یَعدَل عِندَالله جناح بِعَوَضِه‌‌ به اندازه‌ی بال یک مگس ارزش ندارد این عین روایت است. اصلا به درد نمی‌خورد بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر از حرام به دست آوردیم اگر ربا در مال ما بود عیب ندارد به فقرا می‌رسیم مسجد می‌دهیم حسینیه می‌دهیم این‌ها اتفاقا در روایت داریم اگر کسی در ماه حرام برود حج خانه‌ی خدا آن جا که در مقیات می‌گوید لبیک خطاب می‌آید لا لبیک چه لبیکی؟ من تقاضا می‌کنم فصل عمره است هشت صد هزار نفر می‌روند عمره قبل از سفر عمره مراجعه بکنند دفتر مراجع تقلید مالشان را حلال بکنند اگر چنین اشکالاتی بوده اگر در میقات بگویند لبیک خطاب می‌رسد لا لبیک. در خاطرات مرحوم آیت الله عظمی گلپایگانی می‌خواندم در زمان رژیم گذشته گوشت وارد می‌کردند گوشت‌های ذبح اسلامی می‌گفتند گوشت یخی منجمد بود معروف بود یخی در زمان شاه هم مقید به ذبح اسلامی نبودند آقایی رفته بود خدمت آیت الله عظمی گلپایگانی حساب سالش را بکند آن زمان دویست هزار تومان برده بود خدمت ایشان چهل سال پیش آقا فرموده بودند شغل شما چیست گفته بود من گوشت می‌فروشم گوشت‌هایی که ذبح غیر اسلامی است آقا فرموده بودند من این پول را برنمی دارم گفت بودند من خمس مالم را می‌دهم فرموده بودند نه ما این پول را تصرف نمی‌کنیم. فکر نکنیم اگر ما کار حرامی داشتیم شغل حرامی داشتیم کسب حرامی داشتیم یا گرفتار رباخواری بودیم این‌ها جبران نمی‌کند حج بروید زیارت بروید به فقرا بدهید مسجد و حسینیه بدهید لبیک بگوید جواب می‌آید لا لبیک.

چرا دنبال احکام نمی‌رویم یاد بگیریم گاهی می‌رویم پزشک می‌خواهیم چکاب کنیم. مشکلی دارید؟ نه می‌خواهیم بررسی کنیم پیش گیری کنیم.تعلم واجب است چکاب مستحب است. الآن خیلی دسترسی راحت دارند خیلی از مراجع پیامک بزنید جواب می‌دهد سایت است تلفن است. یک عمری می‌گوید معاملاتم حرام بوده جنس حرام فروخته ام من نگران این هستم که فکر نکنند بعضی‌ها می‌گویند خیلی سخت می‌گیرید یک راننده‌ی تاکسی گفت شما سر پنج تومان و ده تومان خودت را مدیون مردم می‌کنی یک کسی سه هزار میلیاردی می‌خورد او مدیون سه هزارمیلیاردی می‌شود رقمش بالاست شما سر صد تومان خودت را مدیون مردم می‌کنی ارزش ندارد گفت فوری جواب داد غصه نخور من از در خانه که می‌آیم این قدر به این فقیر آن فقیر می‌دهم تازه طلبکار خدا هم هستم این که نشد من از این طرف پول اضافه از مردم بگیرم از آن طرف بگویم به فقیر می‌دهم. این به فقیر دادن‌ها آن مسئله را جبران نمی‌کند. حدیث را خواندیم پیامبر خدا اگر هزینه کند پول حرام را در حج در کارهای خیر به اندازه‌ی بال یک پشه اثر ندارد که بیاید این را هزینه بکند بگوید من کار خیر کردم. کار خیر باید مسیرش مسیر مشخصی باشد.

من دو داستان دیگر از پیامبر و امیرمومنان و سیره‌ی حضرت بگویم. باز تقاضا می‌کنم تجار دقت نکنند که یک وقت گلایه نکنند از ما. راجع به تجار ما دو تعبیر داریم یک تعبیر این است امام صادق علیه السلام فرمود ‌التُّجّارُ الصَّدوق ‌یعنی کسی که خیلی راست می‌گوید مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ آن جایگاهش با انبیا و اولیا و فرشتگان است تاجری که راست بگوید و کارش درست است اول این را گفتم کسی گلایه نکند. پیامبر آمدند در بازار یک نگاهی کردند به مغازه‌ها و تجار و فرمودند به تاجرها التَّاجِرُ فَاجِرٌ وَ الْفَاجِرُ فِی النَّارِ تاجر فاجر است و فاجر هم در آتش است مردم مغازه‌ها را بستند پیامبر رفتند گفتند پیامبر می‌گوید التاجر فاجر یعنی چه بستند مغازه‌ها را حضرت فردا آمدند دیدند مغازه‌ها بسته است قاعدتا این کار کار نمایشی بوده گاهی ائمه پیامبر می‌کردند نشان بدهند با یک مقدماتی که در ذهن‌ها بماند. فردا فرمودند بازاری‌ها کجا رفتند گفتند همه بستند رفتند حضرت فرمود من امروز هم می‌گویم ولی یک ادامه‌ای دارد فرمودند إِلَّا مَنْ أَخَذَ الْحَقَّ وَأَعْطَی الْحَقَّ مگر کسی که وقتی معامله می‌کند معامله اش درست باشد حق بگیرد و حق هم بدهد. یک بار دیگر من عرض کردم خواهش می‌کنم بینندگان پیامک ندهند از شما انتظار نداشتیم اولش گفتیم که با انبیا و اولیا و خوب‌ها هستند اما در نقطه‌ی مقابلش فرمود اگر کسی حق می‌دهد حق می‌گیرد مواظب معاملاتش است هیچ با انبیا و اولیا است اما التاجر فاجر مال کسی است که جز این دسته نباشد واقعا کار خطرناکی است بعضی کارها در دین ما واجب است هشدار دادند مواظب باشید لب پرتگاه آتش نباشید. گاهی قضاوت واجب عینی است گاهی واجب کفایی است ولی راجع به قاضی فرموده اند قضات عین روایت است ‌مَنِ ابتُلیَ بِالقَضا ‌اگر کسی مبتلا شد به امر قضاوت با پنبه سر خود را بریده این قدر لب پرتاب است در روایت داریم قضات سه دسته اند رَجُلٌ قَضَى بِحَقٍّ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ فَهُوَ فِی النَّارِ قضاوت درست کرده ولی نمی‌داند تصادفا قضاوت اش درست بوده این در لبه‌ی پرتگاه آتش است قضاوتی که واجب است گاهی واجب عینی است گاهی واجب کفایی ولی می‌گوید مواظب باش لب پرتگاهی تجارت واجب است لازم است خوب است با انبیا با اولیا ولی اگر گرفتار شود گرفتار ربا شود مصیبت‌هایی است که دارد.

در حالی که ظاهرا تاثیرات کلی جهانی سازی بر جهان اسلام منفی به نظر می‌رسد، اما تاثیر نهایی این پدیده به توانایی امت اسلامی در زمینه برخورد با این پدیده و تنظیم یک رویکرد جمعی کارآمد بستگی دارد. با سرپنجه تدبیر می‌توان از بحرانها، فرصتی برای موفقیت ساخت.
معاملات الکترونیک همچون معاملات سنتی تابع قواعد عمومی و ویژه معامله با مسلمین و غیر مسلمین و احکام معاملات است.
با توجه به امتیازاتی که معاملات الکترونیکی نسبت به اشکال و شیوه‌های معاملات سنتی دارند، نه فقط اقدام به آنها منع شرعی ندارد بلکه در بسیاری از موارد رجحان هم دارد و بالاتر گاهی لازم یا واجب است.
از بررسی متون فقهی و آرای فقهای متقدم و متاخر برمی‌آید که آنچه در باب معاملات و به ویژه در انعقاد عقود ضروری است اعلام اراده متعاملین می‌باشد و مسلم است که هر وسیله‌ای که عرفا صلاحیت انشاء داشته باشد، می‌تواند به عنوان وسیله اعلام اراده در معاملات مورد استفاده قرار گیرد. از آنجا که ایجاب و قبول الکترونیکی نیز بیانگر قصد طرفین بوده و صلاحیت انشای عقد را داراست، مشمول عمومات و اطلاقات بیع شده و آثار حقوقی خاص بیع در مورد آنها جاری می شود. علاوه بر این با کمک قواعد فقهی مانند قاعده اصاله اللزوم، اصاله الصحه و قاعده تراضی مشروعیت معاملات الکترونیکی آشکار می‌شود.

این مسئله به دو صورت ممکن است که هر کدام حکم جداگانه ای دارند.
الف. اگر معنای تجارت الکترونیکی، استفاده از تکنولوژی اینترنت در تجارت باشد، ار جهت سرعت عمل بسیار پدیدۀ خوبی است و از نظر شرع مقدس اسلام و قوانین جمهوری اسلامی هم هیچ اشکالی ندارد و قانون آن در تاریخ هفده دی ماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و دو در مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران به تصویب رسیده و در تاریخ بیست و چهارم دی ماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و دو، مورد تأیید شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت؛ و هم اکنون از نظر اجرا (به نحوی که در قانون بیان شده است) در جمهوری اسلامی ایران هیچ مشکلی ندارد. اما اشکالی که بعضی از فقهاء بر چنین تجارتی کرده اند از جهت نداشتن بعضی از شرط های طرفین معامله (متعاقدین) است؛ زیرا در معامله (بیع) شرط است که طرفین بیع (خریدار و فروشنده) باید عاقل، بالغ، دارای قصد و اختیار باشند.[۱] و در تجارت الکترونیک چون حداقل یک طرف معامله کامپیوتر است و خریدار؛ متاع مورد نظر خود را از دستگاهی که فاقد عقل و شعور و اراده و اختیار است خریداری می کند، از این جهت چنین معامله ای را صحیح ندانسته اند.
البته این مسئله یک مسئله جدید و به اصطلاح از مسائل مستحدثه است که جای تفکر و تعمق و کار فراوان دارد و با روشن شدن همه جوانب آن در آینده به طور دقیق حکم آن توسط فقهاء بیان خواهد شد.
بله اگر ثابت شود که در چنین معاملاتی کامپیوتر و تجهیزات الکترونیکی صرفاً یک ابزار و یک وسیله هستند که مقاصد یک فروشنده عاقل و بالغ و دارای اراده و اختیار را منتقل می کنند فتوای دیگری درباره این نوع تجارت لازم است.[۲] همان طور که هم اکنون بعضی از فقهاء کامپیوتر و تجهیزات الکترونیکی را صرفاً یک ابزار و یک وسیله می دانند ودر نتیجه چنین تجارتی را صحیح می دانند.[۳]
ب. اما بازاریابی شبکه ای ( Network Marketing) که یکی از زیر شاخه‌های تجارت الکترونیکی محسوب می‌شود و هدف اصلی آن حذف واسطه‌های تجاری نامطلوب از چرخۀ توزیع محصول و رساندن محصولات از تولیدکننده به دست مصرف‌کننده و به کمک مصرف کننده می‌باشد، دارای مشخصاتی است که برخی از مهم ترین ویژگی‌های آن عبارت اند از:
۱٫ کمپانی Network Marketer بایستی بین‌المللی باشد و از اعتبار جهانی برخوردار باشد. و اگر محدود به یک مکان یا کشور خاص یا فقط بر طبق مشخصات فرهنگی و اجتماعی یک کشور باشد، محکوم به شکست و تعلیق در همان محل محدود خواهد بود.
۲٫ محصولات ارائه شده بایستی به گونه‌ای باشند که به صورت Network قابل عرضه باشند. و کمپانی بایستی محصول را بدون گذاشتن هیچ شرطی در همان ابتدا به مشتری تحویل دهد.
کمپانی‌هایی که محصولات خود را در دراز مدّت و به صورت اقساط‌ طویل‌المدت ارائه می‌دهند،Network Marketer نیستند و تنها قصد دارند پشت نقاب این نام، پول‌های کلانی را به جیب بزنند.
۳٫ قیمت محصولات بایستی بر طبق استانداردهای جهانی تعیین گردد که بر اساس مواد مصرفی اولیه، هزینه‌های تولید، هزینه‌های کمپانی و درصدی از میزان کمیسیون‌های پرداختی تدوین می‌گردد.[۴]
کمپانی‌های مختلف برای پیاده‌سازی Network Marketing از طرح‌های متعدّدی بهره می‌برند که یکی از این طرح‌ها، طرح پورسانت‌دهی به مشتریان از طریق معرفی‌های دودوئی یا باینری می‌‌باشد.
در این طرح، افراد از طریق دوستان و آشنایان خود با محصولات کمپانی آشنا می‌شوند و با خرید یکی از آنها وارد شبکه بازاریابی می‌گردند. پس از تأیید صلاحیت هر فرد (Qualify شدن)، وی وظیفه دارد، دو نفر را به شبکه معرفی کند تا از نظر شرکت فعال (Active) شود. به این ترتیب شبکه‌ای از انسان‌ها که به صورت تصاعد هندسی با نسبت ۲ رشد می‌کند، تشکیل می‌گردد. کمپانی نیز در ازای رشد مجموعه، طبق قوانین خاصّ خود به مشتریان پورسانت می‌دهد .بعض از این قوانین عبارت اند از:
۱٫ قانون عدم تعادل:
گرفتن پورسانت در ساختار باینری، علاوه بر تعداد اعضای زیر مجموعه فرد، به تعادل قرار گرفتن آنان نیز بستگی دارد؛ یعنی برای گرفتن هر پورسانت فرد باید تعداد افراد معینی (مثلا ۳ نفر) در سمت چپ زیر مجموعه خود و به همین تعداد افراد در سمت راست زیرمجموعه خود داشته باشد. از آن جا که توانایی اعضاء در جذب افراد به شبکه متفاوت است در بسیاری از موارد چنین تعادلی برقرار نمی شود و در نتیجه کسانی که دارای تعداد افراد زیر مجموعه متفاوتی در دو سمت خود هستند و پورسانت خود را تنها بر حسب تعداد مشترک دریافت می کنند و در ازاء افراد غیر مشترک پورسانتی به آنان پرداخت نمی شود.بنا براین روشن است که این عدم تعادل یکی از منابع مهم کسب درآمد شرکت ها با ساختار باینری است .
۲٫ قانون سقف درآمد:
با رشد زیر مجموعه یک فرد تا یک حد بالا، می توان تقریباً مطمئن بود که این مجموعه به طور تصاعدی به رشد خود ادامه می دهد و شرکت متعهّد است که به ازای افراد جدید جذب شده، تا ابد همواره در بازه[۵] های زمانی مشخص، پورسانتی را به طور تصاعدی به فرد پرداخت نماید. اما از آن جا که در مورد افراد موفق با زیرمجموعه های بزرگ و رشد یابنده، اعداد پورسانت در هر بازه زمانی می توانند اعداد بسیار بزرگی باشند، لذا در ساختار باینری، سقف درآمدی برای فرد در هر بازه زمانی قائل می شوند که حداکثر مقدار پرداختی به فرد محسوب می شود. این قانون بسته به Plan، قانون Max Out و یا Flush Out نامیده می شود و به این معنا است که افراد اضافی در زیر مجموعه فرد در هر بازه زمانی معمولاً روزانه یا هفتگی، نه تنها در محاسبه پورسانت آن بازه زمانی، مورد محاسبه قرار نمی گیرند، بلکه در محاسبه پورسانت بازه های زمانی بعدی نیز، مورد محاسبه قرار نمی گیرند و در واقع پرداخت شده تلقی می شوند. البته معمولاً قانون سقف درآمد، در مورد افراد با زیرمجموعه های بسیار بزرگ اتفاق می افتد ولی به هر حال یکی از بخش های جدا نشدنی ساختار باینری است.
۳٫ اشباع:
یک مسئله مورد بحث در ساختارهای با رشد سریع از جمله ساختار باینری، اشباع است. اشباع به معنای واقعی هیچ گاه اتفاق نمی افتد، اما زمانی می رسد که بیشتر دوستان، آشنایان و همکاران فرد یا در شبکه مزبور عضو شده و یا مخالف عضویت در شبکه هستند. در این حالت جذب یک فرد جدید در زیر مجموعه فرد، مستلزم تلاش زیادتر و در واقع هزینۀ فرصت بیشتر است و لذا در این حالت، تعداد زیادی از افراد دست از تلاش می کشند. خود این امر باعث افزایش عدم تعادل در سیستم می شود؛ زیرا بسیاری از افراد که در حالت عادی به تلاش برای متعادل کردن مجموعه نامتعادل خود ادامه می دهند، در این حالت دست از تلاش کشیده و مجموعه خود را رها می کنند. شرکت نیز صرفا پورسانت قسمت متعادل سیستم را به افراد می پردازد و در عین حال از طریق فعالیت افراد باقی مانده به فروش محصولات خود ادامه می دهد. با توجه به این که به دلیل این که در یک پلان(Plan)با طراحی هدفمند همیشه شاخص رشد Plan از شاخص رشد جمعیت کمتر است. اشباع به معنای واقعی هیچ گاه اتفاق نمی افتد، اما از عوامل تشدید، عدم تعادل در سیستم است که از این راه سود سرشاری عاید شرکت می شود.
این خلاصه ای از روش کار در طرح شبکه ای باینری است که توسط مبتکرین و طرفداران آن بیان شده است که صد البته این قوانین با عملکرد کمپانی ها در خارج، از زمین تا آسمان تفاوت دارد. به همین جهت مراجع معظم تقلید چنین فعالیت هایی را جایز نمی دانند و کسب در آمد از راه چنین طرح هایی را از مصادیق اکل مال به باطل (تصرف به ناحق در مال دیگران) می دانند.
حضرت آیه الله العظمى مکارم شیرازى (مدّ ظلّه) در این زمینه فرموده اند: «منظور از اکل مال به باطل این است که انسان بى آن که فعالیّت مثبتى داشته باشد اموال بادآورده اى را تملّک کند، و در گلدکوئیست و مانند آن چنین مطلبى به خوبى دیده مى شود. افرادى که در شاخه هاى اوّل قرار مى گیرند، بى آن که کار مهمّى انجام داده باشند، اموال هنگفتى را تصاحب مى کنند، و افرادى که در شاخه هاى آخر مى باشند، مال باختگان واقعى هستند؛ درست شبیه به قمار».
در چنین فعالیّت هایى تجارت و داد و ستد حقیقى وجود ندارد، بلکه ماهیّت واقعى این فعالیّت ها چیزى شبیه قمار و کلاهبردارى و بخت آزمایى و اکل مال به باطل است، و اگر جنسى عرضه مى شود سرپوشى براى کارهاى نامشروع فوق است، نتیجه این که تجارت حقیقى صورت نمى گیرد.
ثانیاً: بر فرض که داد و ستدى وجود داشته باشد، تراضى (رضایت طرفینی که شرط صحت معامله است) وجود ندارد، زیرا کسانى که وارد این فعّالیّت هاى دروغین مى شوند، به طمع دست یافتن به سود کلان، راضى به خرید جنس به چند برابر قیمت واقعى مى شوند، و اگر بدانند سودى عاید آنها نخواهد شد، و امکان دارد اصلاً جنسى به دست آنها نرسد، هرگز راضى به پرداخت پول نمى شوند.
آن چه شرکت هاى مزبور براى رسیدن به مقصود خود انتخاب کرده اند در واقع پوششى است براى سوء استفاده از اموال مردم نه این که یک معاملۀ حقیقى هر چند به چند برابر قیمت در کار باشد. و لذا اگر مشتریان از ابتداء بدانند که نمى توانند قیمت اضافى را از طریق جذب مشترى جدید جبران کنند، هرگز راضى به چنین معامله اى نمی شوند. و بدین جهت رده هاى آخر، که از پول آنها به رده هاى اوّل داده مى شود، و قادر بر جبران خسارت بزرگ خود نمى شوند، راضى به اصل معامله نیستند.[۶]
علاوه براین سایر اشکالاتی که در شرکت های طرح هرمی (امثال گلدکوئیست) نظیر خروج سرمایه کلان از کشور و… در عملکرد شرکت های طرح باینری نیز موجود است.
برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به سؤال ۴۴۷ (سایت اسلام کوئست ۴۸۰)، نمایه: بازاریابی شبکه ای و شرکت های هرمی از دیدگاه اسلام
[۱] تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۳۹۶ – ۳۹۷٫
[۲] گفتگوی حضوری با حجه الاسلام استاد مجید رضایی، استاد اقتصاد دانشگاه مفید.
[۳] استفتاء حضوری از آیت ا… هادوی تهرانی.
[۴]. ریچارد پو ، موج چهارم.
[۵]. فاصله
[۶]. علیان نژادى دامغانى، ابوالقاسم، ۱۳۴۳ ـ بازاریابى شبکه اى = (Network Marketing)، یا، کلاهبردارى مرموز ، تألیف ابوالقاسم علیان نژادى. ـ قم : مدرسه الامام على بن ابى طالب(علیه السلام)، ۱۳۸۴٫
http://www.makaremshirazi.org/books/persian/network/index.html

خلاصه

خلاصه

خلاصه

خلاصه

خلاصه

خلاصه

خلاصه

خلاصه

خلاصه

خلاصه

خلاصه